jeudi 29 juin 2017

تهمینه تومیریس نقاش معترض افغان: زن، جنسیت و اجبارهای دینی سوژه اصلی کارهایم هستند

تهمینه تومیریس نقاش معترض افغان:
زن، جنسیت و اجبارهای دینی سوژه اصلی کارهایم هستند




کار و سبک مشخص هنری شما چیست ؟

شیوه و سبک من در نقاشی هنر فیگوراتیو است، تکنیک کارم اکریلیک است و محتوای اکثر کارهایم موضوعاتی از قبیل زنان، سنت ها و محدودیت های دینی هستند.

چکونه و چرا به این نوع از کار هنری گرایش پیدا کردید ؟

هنر برای هر هنرمندی در سبک ها و شیوه های مختلف صرفا وسیله ای برای بیان است، برای ابراز عقیده و درونیات و نهایتا اعتراض، نه تنها صرفا هنر بلکه در دنیای ادبیات و فرهنگ نیز چنین است. بسته به شیوه برقراری ارتباط نویسنده یا هنرمند با سوژه و ابزار، روش و تکنیک کار را مشخص میکنند. از انجا که هر انسانی میتواند روحیه ای مبارزه جو داشته باشد من نقاشی را ابزاری برای مبارزه و اعتراض و مهم تر از ان برای تخلیه افکارم انتخاب کردم.

از تجربه و خاطرات هنری خودتان در ایران ،افغانستان و آلمان بگوئید ؟
متاسفانه هرگز برایم میسر نشد در افغانستان فعالیت هنری داشته باشم جز سفر کوتاهی که برای برگزاری نمایشگاهم بود، اما تجربه خوبی از ان نمایش دارم و هم تجربه بدی. در ایران بنا به شرایط سخت و محدودیت های وزارت ارشاد و نهاد های مذهبی من نمیتوانستم کارهایم را بدون سانسور و حذف به نمایش بگذارم و در نهایت فضای کاری ام در انجا همیشه با تنگنا مواجه بود. در المان اما برای اولین بار شرایط متفاوت تر و بهتری را در عرصه هنر تجربه کردم، اینجا به جرات میتوانم بگویم تا کنون تجربه فعالیت هنری خوبی داشته ام.


وضعیت هنر نقاشی در ایران و افغانستان در چه وضع و جایگاهی است ؟

شاید هنر ایران هنوز در حال شکل گیری و رشد است نسبت به هنر غرب و جهان مدرن، اما با وضعیت هنر درافغانستان اصلا قابل قیاس نیست. ما متاسفانه حتا تا کنون مکانی با استانداردهای یک گالری به معنای واقعی در افغانستان نداریم، جامعه هنری ما به کندی میتواند رو به جلو حرکت کند. رقابت و بازار هنر در افغانستان در پایین تر سطح خود قرار دارد و انگیزه و حمایتی هم انچنان از طرف جامعه و حکومت به قشر هنرمند داده نمیشود.

استقبال از هنر نقاشی در ایران ،افغانستان و آلمان چه تفاوت هایی با هم دارند ؟

جواب این سوال میتواند برای هر هنرمندی متفاوت باشد. در افغانستان معمولا هنر دکوراتیو مورد توجه مردم است و به نحوی از ان استقبال میشود، در ایران اما امروز هنر مدرن توانسته است توجه بخشی از جامعه را به خود جلب کند و مخاطب جدی داشته باشد. در المان هر دو طیف مخاطب گسترده ای دارد، هم هنر دکوراتیو و هم هنر اعتراضی و مفهومی. از همین رو بسته به نحوه فعالیت و سبک هر هنرمند استقبال و توجه مخاطب میتواند متفاوت و متغیر باشد.

چرا تخلیص هنری تومیریس را انتخاب کردید و به چه معنا است ؟

بر حسب اتفاق در مقاله ای در مورد منشا زبان فارسی و ریشه ان به نام تومیریس برخوردم. ملکه ای توانمند و شجاع از ترک تباران ایرانی، ضمن اینکه تهمینه نیز نام شاهزاده خانمی جسور و بی باک از سمنگان افغانستان است. و چون اینروزها علاقه نسل جوان به مطالعه تاریخ بسیار کم شده و متاسفانه اکثر منابع ما در حال نابودی هستند سعی کردم حداقل با نامی مستعار اما اصیل و تاریخی نام زنان قدرتمند سرزمین مان را حفظ کنم ضمن اینکه منبع الهام نیز برای خودم هستند.

                                   
محور اصلی کار شما در هنر نقاشی چیست ؟

زن و جنسیت و اجبارهای دینی همواره محور و سوژه اصلی کارهایم هستند.

نقاشی یک ابزار موثر اعتراضی برای شما است اما آیا دیگر ابزارهای اعتراضی را مد نظر خود دارید ؟

بله، گاهی با نوشتن نیز سعی میکنم این اعتراض را همگانی تر کنم و البته ویدیو ارت های کوتاه که انها هم مضامینی زنانه و اعتراضی دارند. ضمن اینکه اینروزها با فعالیت در گروهی فمنیستی در کنار زنان مبارز افغانستان این اعتراض در کنار نقاشی برایم منسجم تر و جدی تر شده است.

شما در ” مجموعه عکسهای فامیلی ” به جایگاه زن در خانواده ، خواستها و آرزوهای زن ، اجبارهایی که از طرف جامعه و سنت و دین بر زن تحمیل می شود و تاثیرهایی که بر زن و رویاهایش می گذارد در واقع پرداخته اید. اگر ممکن است واضح تر و بیشتر توضیح دهید؟

زنان در جوامع سنتی و مذهبی همواره تحت فشار بیشتری نسبت به مردان قرار دارند و متحمل محدودیت های بیشتری در نظام های مرد سالار میشوند. این زنان یا انچنان دچار فراموشی تاریخی و انسانی میشوند که به کلی هویت شان را فراموش میکنند و یا در بدترین حالت خود تبدیل به موجوداتی ضد زن میشوند. این زنان در حالت خوداگاه سعی میکنند از فرامین دینی پیروی کنند و از مرد به عنوان پدر، برادر و همسر تمکین کنند، حال انکه در ضمیر ناخوداگاه به دنبال ارزوها و رویاهایشان میگردند و با حسرتی فزاینده از ان ها عبور میکنند. انچه من خواستم در این مجموعه نشان دهم تناقض میان واقعیت های روزمره این زنان و اروزها و ارمان هایشان است، محدودیت هایی که دست و پای انان را بسته و تلاشی که این زنان برای رهایی از انها میکنند.


کارهای اصلی شما زن و دین است بنابراین انتظار چگونه تاثیری را بر مخاطب خود دارید ؟

الزاما انتظار ندارم کارهایم بتواند ان تاثیری که میخواهم را داشته باشند، اما دیده شدن انها، به بحث و نقد کشیدن شان، تامل و حتا مردود شمردن انها میتواند این امید را بدهد که میشود در اینده امیدوار بود هنر اعتراضی تاثیری مطلوب روی اجتماع داشته باشد. باید اینرا در نظر داشت که سانسورهای مداوم مخاطب ما را از فضای هنر اعتراضی دور کرده اند.

آیا می توان گفت در افغانستان تقابل سنت و مدرنیته است و در آثار شما نیز مشهود است ؟ همچنین تقابل مرد سالاری با آزادی فردی و حقوق اولیه زنان ؟ آیا سنت و دین و مردسالاری در افغانستان در یکدیگر تنیده شده اند ؟

بله، قرن هاست که نظام مرد سالار با دین و سیاست های دینی در هم تنیده شده اند، مقاومتی که سنت در برابر مدرنیته میکند و سعی ای که عده از مردم برای برکناری سنت ها میکنند. در این میان زنان سالهاست با روی کار امدن مدرنیته و جهانی مدرن به دنبال یافتن هویت گمشده شان هستند. چنین مشخصه هایی را میشود در نقاشی هایم یافت، چون خودم از جغرافیای تقابل سنت ها و مدرنیته می ایم، از جامعه ای که دختران در وزنه ای نابرابر با پسران سنجیده و قضاوت میشوند.


از خاطرات اقامت ۲۲ ساله خودتان در ایران اگر مایل هستید مقداری توضیح دهید.

زندگی یک مهاجر همواره با فراز و نشیب همراه است، فرق نمیکند در یک کشور جهان سومی یا جهان اولی، مشکلات، چالش ها، بعضا مزیت ها و سختی های زیادی دارد. با وجود اینکه ما در کشوری همزبان و هم فرهنگ مهاجر شده بودیم اما سالها زمان برد تا توانستیم جایی در اجتماع برای خودمان پیدا کنیم و پذیرفته شویم. محرومیت از تحصیل تلخ ترین خاطره هر مهاجری است و برای من نیز. اما حداقل توانستم زمینه های رشد هنر را برایم فراهم سازم و تلخی کمبودها و نداشته ها را با هنر جبران سازم.

پاینوشت : صفحه فیسبوک تهمینه تومیریس
www.facebook.com
——————————————–

عصر آنارشیسم در اینستاگرام

instagram.com

عصر آنارشیسم در تلگرام

telegram.me
برگرفته از اخبار روز 

چطور پسرمان را یک فمینیست بار بیاوریم؟

چطور پسرمان را یک فمینیست بار بیاوریم؟

نوشته‌ی کلر کِین میلر و تصویرسازی از اگنس لی، برگردان مهتاب محبوب


دخترانمان را طوری بار می‌آوریم که با کلیشه‌ها بجنگند و رویاهایشان را دنبال کنند اما همین رویکرد را درباره‌ی پسرهایمان نداریم.

بیدار زنی: احتمال این‌که به دختران‌مان بگوییم که می‌توانند به هر چیزی که دل‌شان می‌خواهند تبدیل بشوند –مثلاً ستاره‌شناس و مادر، یک بچه‌ی شیطان و یک دخترِحسابی دخترانه- بیشتر است. اما برای پسران‌مان همین کار را نمی‌کنیم. دانشمندان علوم اجتماعی می‌گویند با وجود این که به دختران‌مان برای بازی کردن نقش‌های بیشتری حق انتخاب داده‌ایم تا نقش‌هایی را که می‌توانند بازی کنند، دنیاهای پسرها همچنان محدود باقی مانده‌اند. به پسرها جرأت داشتن علایقی موسوم به علایق زنانه ، داده نشده است. به آنها گفته می‌شود به هر قیمتی سرسخت باشند وگرنه قید آن به اصطلاح انرژی پسرانه‌شان را بزنند.

اگر بخواهیم جامعه‌ای برابر بسازیم؛ جامعه‌ای که در آن هر کس بتواند رشد کند و موفق باشد، نیاز داریم که به پسرها هم انتخاب‌های بیشتری بدهیم. همانطور که گلوریا اشتاینم می‌گوید «خوشحالم که کم‌کم دختران‌مان را مثل پسران‌مان بزرگ می‌کنیم اما این کار هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد تا زمانی که پسران‌مان را هم مثل دختران‌مان بزرگ کنیم.»

دلیل این امر این است که نقش‌های زنان نمی‌تواند گسترش یابند مگر آن‌که نقش‌های مردان هم گسترش پیدا کنند. اما مسئله فقط درباره‌ی زنان نیست. مردان دارند در مدرسه و کار عقب می‌مانند چرا که ما پسرها را طوری بار نمی‌آوریم که در اقتصاد جدیدِ صورتی[۳] موفق باشند. امروزه مهارت‌هایی مانند همکاری، همدلی و سعی و کوشش –که اغلب زنانه در نظر گرفته می‌شوند- دارند به طور فزاینده‌ای در کار و تحصیل ارزش پیدا می‌کنند و مشاغلی که نیاز به چنین مهارت‌هایی دارند به سرعت در حال شد هستند.

چیماماندا نگوزی ادیچی[۴] نویسنده‌ی متولد نیجریه، در کتاب جدیدش راهنمایی‌هایی برای تربیت کردن یک فرزندِ دختر فمینیست ارائه می‌دهد. اما چطور می‌توانیم پسران فمینیست تربیت کنیم؟

من از عصب‌شناس‌ها، اقتصاددانان، روان‌شناس‌ها و دیگران خواستم که بر اساس آخرین پژوهش‌ها و داده‌ها درباره‌ی جنسیت، به این سوال جواب بدهند. من یک فمینیست را به سادگی در مقام کسی تعریف کردم که به برابری کامل مرد و زن باور دارد. راهنمایی‌های این متخصصان همه‌شمول است و به درد همه‌ی کسانی می‌خورد که می‌خواهند فرزندانی مهربان، با اعتماد به نفس و آزاد تربیت کنند که در پی رویاهایشان بروند.

                                                       اجازه بدهید گریه کند

پژوهش‌ها نشان می‌دهد پسرها و دخترها وقتی نوزاد و نوپا هستند به یک اندازه گریه می‌کنند. تونی پُرتِر، یکی از موسسان «A Call to Men» – یک گروه آموزشی و ترویجی- می‌گوید در حدود ۵ سالگی است که پسرها این پیغام را دریافت می‌کنند که عصبانیت به عنوان یک واکنش حسی قابل قبول است اما قرار نیست آنها احساسات دیگرشان را نشان بدهند.

او می‌گوید «فرزندان دخترمان اجازه دارند انسان باشند، اما به پسرهایمان یاد می‌دهیم ماشینی (رباتیک) باشند. به پسرتان بیاموزید که او طیف کاملی از احساسات را دارد، که رفتارش را تغییر دهد و بگوید «من عصبانی نیستم؛ من می‌ترسم، یا احساساتم جریحه‌دار شده، یا به کمک احتیاج دارم». 


                                               به او الگویی رفتاری بدهید

یک پژوهش نشان می‌دهد که پسرها به طور خاص، حتی بیشتر از دخترها، در اثر وقت گذراندن با الگوها تأثیر می‌پذیرند. شواهد فزاینده‌ای وجود دارد که پسرهایی که در خانواده های بدون پدر بزرگ شده‌اند از نظر رفتار، دانشگاه محل تحصیل و درآمد در جایگاه بسیار بدتری هستند. یک دلیل این امر به گفته‌ی دو اقتصاددان –دیوید آتور و ملانی واسرمن- این است که این پسرها مردان را در حال به عهده گرفتن مسئولیت‌های زندگی نمی‌بینند. آقای پورتر می گوید «مردان خوبی را در فضای اطراف پسرتان قرار بدهید.»

الگوهای قوی زنانه هم به آنها نشان بدهید. درباره‌ی دستاوردهای زنانی که می‌شناسید و زنان مشهور عرصه‌های ورزش، سیاست و رسانه صحبت کنید. تیم کینگ، پایه‌گذار آکادمی‌های آمادگی شهری برای پسران سیاه‌پوستِ با درآمد پایین می‌گوید پسرانِ مادران سرپرست خانوار اغلب احترام زیادی برای موفقیت‌های مادران‌شان قائل هستند. او این پسران را تشویق می‌کند که به زنان دیگر هم همین‌طور نگاه کنند.

                                                       اجازه بدهید خودش باشد

پژوهش‌ها نشان داده است به رغم این که نقش‌های جنسیتی بزرگسالان به هم نزدیک‌تر شده است، محصولات کودکان نسبت به پنجاه سال پیش از نظر جنسیتی بیشتر تفکیک شده‌اند. شاهزاده خانم‌های صورتی و کامیون‌های آبی نه تنها در زمینه اسباب‌بازی‌ها بلکه روی فنجان‌ها و مسواک‌ها نیز جا گرفته اند. جای تعجب ندارد که علایق کودکان در آخر کار در امتداد خط مشی محصولاتی شکل می‌گیرند که با آن در ارتباط هستند،.

اما عصب‌شناسان می‌گویند کودکان با آن ترجیحات به دنیا نمی‌آیند. تا اواسط قرن بیستم، صورتی، رنگی پسرانه و آبی متعلق به دختران بود. مطالعات حاکی از آن نیستندکه نوزادان ترجیحات مشخصی برای اسباب‌بازی‌های خاصی دارند. به گفته‌ی پژوهشگران این تفاوت، در سن ۲ یا ۳ سالگی بروز می‌یابد یعنی وقتی که کودکان از جنسیت خود آگاه می‌شوند؛ زمانی‌که توقعات اجتماعی می‌توانند بر علایق درونی آنها غلبه کنند.. با این همه به گفته‌ی کمپبل لیپر، مدیر دپارتمان روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا در سنتا کروز، مطالعات طولی نشان می‌دهد که تفکیک در اسباب بازی‌ها تأثیرات دراز مدتی بر شکاف‌های جنسیتی در دانشگاه‌ها، مهارت‌های فضایی و مهارت‌های اجتماعی دارد.

دانشمندان علوم اجتماعی می‌گویند به بچه‌ها فعالیت‌های قابل تغییر مانند بازی با لِگو، خانه‌سازی یا گل‌بازی/ سفالگری ارائه کنید و پسرها را تشویق کنید که در فعالیت‌هایی مثل لباس پوشاندن به عروسک‌ها یا کلاس هنر شرکت کنند حتی اگر خودشان دنبال چنین فعالیت‌هایی نیستند. («خیلی بد است که روی جعبه‌های اسباب‌بازی فقط عکس دخترها را گذاشته‌اند چون می‌دانم پسرها هم دوست دارند با خانه‌های عروسک‌ها بازی کنند.») این مسئله می‌تواند موقعیت زنان را هم بهبود بخشد. پژوهشگران می‌گویند این که والدین فرزندان دخترشان را تشویق می‌کنند فوتبال بازی کنند یا پزشک شوند اما پسران‌شان را تشویق نمی‌کنند کلاس باله بروند یا پرستار شوند به این دلیل است که «امر زنانه» هم‌ارزِ موقعیتی فرودست‌/ پایین‌تر است.

                                               به او بیاموزید از خودش مراقبت کند

جوانزا کونجوفو، نویسنده و استاد در زمینه آموزش پسران سیاهپوست، می‌گوید «برخی مادرها دخترهایشان را تربیت و بزرگ می‌کنند اما پسران‌شان را خیلی دوست دارند» . او ادامه می‌دهد این مادرها دختران‌شان را وامی‌دارند درس بخوانند، کارهای خانه را انجام بدهند و به کلیسا بروند اما این خواسته ها را از پسرانشان ندارند.

این تفاوت خود را در آمارها نشان می‌دهد: دختران آمریکایی بین ۱۰ تا ۱۷ سال در هر هفته دو ساعت بیشتر از پسرها وقت خود را صرف کارهای خانه می‌کنند و بر اساس مطالعه‌ای در دانشگاه میشیگان احتمال پرداخت پول به پسرها بابت انجام کارهای خانه ۱۵% بیش از دخترها است.

آن‌ماری اسلاتر، مدیر اجرایی اتاق فکر نیوامریکا می‌گوید «به پسران‌مان آشپزی و مراقبت از خودشان را بیاموزیم تا در خانه همان‌قدر قابل و توانا باشند که از دختران‌مان توقع داریم در اداره باشند.»

                                          به او بیاموزید از دیگران مراقبت کند

آمارها نشان می‌دهد زنان هنوز هم بیشترِ کارهای مراقبتی –مراقبت از کودکان و سالمندان- و بیشتر کارهای خانه را –حتی وقتی هر دوی والدین شغل‌های تمام‌وقت دارند- انجام می‌دهند و شغل‌های حوزه‌ی مراقبت به سرعت در حال افزایش هستند. پس به فرزندان‌تان بیاموزید از دیگران مراقبت کنند.

خانم اسلاتر می‌گوید درباره‌ی این امر صحبت کنید که چطور مردان بین کار و زندگی خانوادگی‌شان تعادل ایجاد می‌کنند و این که از پسران و نه فقط از دختران توقع می‌رود که در زمان پیری از والدین یا اقوام‌شان مراقبت کنند.. به آنها مسئولیت مراقبت از حیوانات خانگی یا برادر و خواهرهای کوچک‌ترشان را بدهید. آنها را تشویق کنید چند ساعتی از بچه‌ها نگهداری کنند یا برای آنها مربی‌گری کنند یا به‌ آن ها درس بدهند. در یک برنامه، کودکان را به کلاس‌های مدرسه‌ی ابتدایی آوردند و مشخص شد که این کار هم‌دردی را افزایش و پرخاشگری را کاهش می‌دهد.

                                              کار را به صورت مشترک انجام بدهید

تا جایی که ممکن است در مقابل نقش‌های جنسیتی در کارِ خانگی و مراقبت از فرزندان مقاومت کنید. دان کلاوسن، جامعه‌شناس در دانشگاه ماساچوستس آمهرست می‌گوید «تأثیر اعمال از کلمات بسیار بیشتر است. اگر مادر خانواده آشپزی کند و خانه را نظافت کند و پدر چمن‌ها را بزند و اغلب بیرون خانه باشد، فرزندان هم همین درس‌ها را می‌آموزند.»

بخشی از کسب معاش (نان‌آوری) برای خانواده را هم مشترکاً انجام دهید. یک مطالعه نشان داده است مردانی که توسط مادرانی پرورش یافته‌اند که حداقل یک سال در زمان نوجوانی فرزندان‌شان کار کرده‌اند بیشتر محتمل است با زنانی که شاغل هستند ازدواج کنند. کاتلین مک‌گین، استاد مدرسه‌ی تجارت هاروارد می‌گوید «مردانی که به دست مادران شاغل تربیت شده‌اند در رویکردهای جنسیتی‌شان بسیار برابری‌طلب‌تر هستند.»

                                        آنها را به دوستی با دخترها تشویق کنید

پژوهشگران دانشگاه ایالتی آریزونا دریافته‌اند که در پایان دوره‌ی پیش‌دبستانی، کودکان کم‌کم شروع می‌کنند به تفکیک امور بر اساس جنس و این امر کلیشه‌های جنسیتی را تقویت می‌کند؛ ما کودکانی که به بازی با دوستانی از جنس مخالف تشویق شده‌اند حلِ مسئله و برقراری ارتباط را بهتر می‌آموزند.

ریچاد فِیبز، مدیر مدرسه‌ی سانفرد که مبحث جنسیت و آموزش را مطالعه می‌کند، می‌گوید «هر چقدر واضح‌تر باشد که طبقه‌بندی گروه‌ها و فعالیت‌ها بر اساس جنسیت انجام می‌شود بیشتر احتمال دارد که کلیشه‌ها و تعصبات جنسیتی در ذهن بچه‌ها تشدید شود.»

گریستیا براون، یک روان‌پزشک رشد کودکان می‌گوید «مهمانی‌های تولد را مختلط برگزار کنید و تیم‌های ورزشی مختلط برای کودکان تشکیل دهید تا بچه‌ها به این باور نرسند که طرد کردن یک گروه بر اساس جنس‌شان قابل پذیرش است.» سعی کنید در زبان هم بین آنها تفاوت نگذارید: مطالعه‌ای نشان داد زمانی که مربیان پیش‌دبستانی به جای «بچه‌ها» می‌گفتند «پسرها و دخترها»، دانش‌آموزان باورهای کلیشه‌محور بیشتری درباره‌ی نقش مردان و زنان پیدا می‌کردند و زمان کمتری را صَرفِ بازی با کودکانی از جنس مخالف می‌کردند.

آقای پورتر می‌گوید پسرهایی که با دخترها دوستی دارند کمتر محتمل است که به زنان به عنوان فتوحات جنسی نگاه کنند.

                                              به او یاد بدهید «نه یعنی نه»

راه‌هایی دیگر برای آموزش احترام و رضایت: در همان اوایل یعنی زمان پیش‌دبستانی از کودکان بخواهید پیش از آن که به بدن کسی دست بزنند از او اجازه بگیرند. همین‌طور قدرت ِکلمه‌ی نه را به آنها بیاموزید- غلغلک دادن آنها یا کشتی گرفتن با آنها را وقتی خودشان می‌گویند بس کنید.

روش سالم حل ِمسئله را در خانه برایشان الگوسازی کنید. و.بردفُرد ویلکاکس، جامعه‌شناس و مدیر پروژه‌ی ملی ازدواج در دانشگاه ویرجینیا می‌گوید مواجهه‌ی کودکان با طلاق یا آزار و اذیت با ضعف در راه‌حل یابی برای معضلات در روابط عاطفی آینده مرتبط است. 


                                     
                       زمانی که دیگران رفتار متعصبانه‌ای دارند اعتراض کنید

خانم بروان می‌گوید زمانی که شاهد صحنه‌ی اذیت و آزار یا تعرض به کسی هستید اعتراض خود را بیان کنید و با پسربچه‌ها نقش‌بازی کنید که آنها هم در زمان مشاهده‌ی چنین صحنه‌ای مداخله کنند.

زمانی که رفتار پسرتان هم نامناسب است واکنش نشان دهید. این که «پسرها همیشه پسر می‌مانند» بهانه‌ای برای رفتار غلط نیست. از آنها بیشتر انتظار داشته باشید. آقای کینگ می‌گوید «مراقب و هوشیار باشید رفتاری را که تحقیرکننده، متعصب، بی ادبانه و توهین‌آمیز است تصحیح کنید.» 


                                     

                     هرگز از کلمه‌ی «دختر» به عنوان توهین استفاده نکنید

نگویید- و اجازه ندهید پسربچه‌تان هم بگوید- که کسی توپ را مثل یک دختر می‌اندازد یا مثل یک دختر می‌دود، نگذارید از «اِوا خواهر» یا هر مترادف توهین‌آمیزتری استفاده کند. درباره‌ی جوک‌های جسیت‌زده هم همین صادق است.

مراقب استفاده از زبان تیز و طعنه‌زن هم باشید. پژوهش اِمیلی کین، جامعه‌شناس کالج بِیتس نشان می‌دهد والدین به این دلیل بر نقش‌های جنسیتی سنتی برای پسران‌شان تأیید می‌کنند که نگران‌اند فرزندان‌شان مورد تمسخر قرار بگیرند. او می‌گوید «همه‌ی ما با خودداری از قضاوت و اجتناب از فرض‌های کوچک و روزمره بر مبنای جنسیت می‌توانیم به یک کودک کمک کنیم که دریابد از چه چیز لذت می‌برد یا در چه کاری مهارت دارد.

لیز الیوت، عصب‌شناس در دانشگاه رزالیند فرانکلین می‌گوید پسرانی که مورد تمسخر قرار می‌گیرند می‌توانند بگویند «نه، همه می‌توانند تیله‌بازی کنند» یا «من دختر نیستم اما فکر می‌کنی دخترها بدتر از پسرها هستند؟»

                               برایشان زیاد کتاب بخوانید ؛ کتاب‌هایی درباره‌ی دختران و زنان

احتمالاً شنیده‌اید که پسرها در علوم و ریاضیات و دخترها در زبان و ادبیات (خواندن) پیشرفت بهتری دارند. بر اساس یک مطالعه‌ی کلان که آقای لیپر انجام داده است مادرها بیشتر با فرزندان دخترشان صحبت می‌کنند تا با پسرهایشان. از طریق صحبت کردن با پسرها، کتاب خواندن برایشان و تشویق آنها به مطالعه با کلیشه‌ها مبارزه کنید.

درباره‌ی طیف گسترده‌ای از آدم‌ها و داستان‌ها که قالب‌های معمول را می‌شکنند برای پسران‌تان بخوانید، نه فقط درباره‌ی پسرهایی که دنیا را نجات می‌دهند و دخترهایی که نیاز به منجی دارند. زمانی که یک کتاب یا یک خبر در این قالب‌های معمول قرار دارد، درباره‌اش صحبت کنید: چرا شخصیت مادر در فلان کارتون همیشه لباس خانه تن‌اش است و به ندرت از خانه بیرون می‌رود؟ چرا یک عکس خبری فقط مردان سفیدپوست را نشان می‌دهد؟

خانم بروان می‌گوید «این کار باید از ۳ سالگی شروع شود؛ سنی که بچه‌ها متوجه کلیشه‌ها می‌شوند و آن‌ها را کسب می‌کنند. اگر به بچه‌ها کمک نکنید این کلیشه‌ها را به مثابه‌ کلیشه بشناسند، آنها فرض می‌کنند طبیعی است که اوضاع همین‌طور باشد.»

                                                          پسر بودن را گرامی بدارید

خانم الیوت می‌گوید تربیت پسران به شیوه‍ی فمینیستی فقط محدود به این نیست که به آنها بگویید چه کار نکنند یا ربطی به از بین بردن تفاوت‌های جنسیتی به طور کلی نیست. برای نمونه، تمام پستانداران مذکر بازی‌ خشن و پر جست و خیز دارند.

پس بازی‌های پرسروصدا راه بیاندازید، جوک بگویید، ورزش تماشا کنید، از درخت بالا بروید و در پیک‌نیک‌ها آتش را درست کنید. به پسرها بیاموزید که از خود قدرت نشان دهند- قدرت اذعان کردن به احساسات‌شان را. به آنها یاد بدهید که از طریق محبت کردن به خانواده شرایط بهتری را برای آنها فراهم کنند. به آنها بیاموزید چطور می‌توانند سرسخت باشند – آنقدر سرسخت که جلوی تعصبات بایستند. به آنها اعتماد به نفس این امر را بدهید که به دنبال علایق‌شان بروند.



[۱] CLAIRE CAIN MILLER)

[۲] AGNES LEE)

[۳] اقتصادی که در اختیار مردان همجنسگرا ست.

[۴] Chimamanda Ngozi Adichie

شش زن ایرانی به عضویت در آکادمی اسکار دعوت شدند



 در میان ۷۷۴ نفری که آکادمی علوم و هنرهای سینما (اسکار) برای عضویت در این آکادمی دعوت کرده، ۹ ایرانی حضور دارند.
آکادمی اسکار هر سال، از افراد متخصص در رشته‌های مختلف حوزه سینما، دعوت می‌کند تا در این آکادمی عضو شوند.
ایرانیان دعوت شده به آکادمی اسکار لیلا حاتمی، گلشیفته فراهانی، هنگامه پناهی، نازنین بنیادی، رخشان بنی اعتماد، هایده صفی یاری، محمد رضا دلپاک، محسن موسوی و محمد رسول اف از جمله افراد دعوت شده به این دوره از آکادمی هستند.
حضور شش زن بازیگر، کارگردان و تدوینگر از ایران قابل توجه است.
یکی از انتقاداتی که همواره به اسکار شده این است که چرا تعداد زنان و رنگین پوستان در آن کم است. گفته می‌شود که امسال فهرست اعضای دعوت شده برای عضویت، شامل ۳۹ درصد زن و ۳۰ درصد رنگین پوست است.
در هشتادوهشتمین دوره اسکار، که در ۲۸ فوریه / ۹ اسفند ۱۳۹۴ برگزار شد همه ۲۰ کاندیدای بهترین بازیگران نقش اصلی و نقش مکمل زن و مرد سفیدپوست بودند و یک نفر سیاه‌پوست یا لاتینی‌تبار و آسیایی‌تبار نیز در میان آن‌ها دیده نمی‌شد.
در سال ۲۰۱۶ اعضای آکادمی اسکار ۹۲ درصد سفیدپوست و ۷۵ درصد مرد بودند.
در بیانیه‌ای که به مناسبت اعلام نام دعوت شدگان منتشر شده، بر تنوع جنسیتی و نژادی دعوت شدگان تاکید شده است.
رئیس آکادمی اسکار گفته بود که می‌خواهد تا سال ۲۰۲۰ شمار اعضای غیرسفیدپوست و زن آکادمی را دو برابر کند و گام نخست در این راه را اکنون برداشته است.
 برگرفته از رادیو زمانه

lundi 26 juin 2017

Lou Andreas-Salomé

background picture for movie Lou Andreas-Salomé

Lou Andreas-Salomé

2017, 1h53min (Biographie)
1933, à Göttingen. Âgée, solitaire et menacée par le pouvoir nazi, Lou Andreas-Salomé décide d’écrire ses mémoires avec le concours d’un jeune éditeur. Elle retrace d’abord sa jeunesse parmi la communauté allemande de Saint-Pétersbourg, marquée par le vœu de poursuivre une vie intellectuelle et la certitude que le sexe – donc le mariage – place les femmes dans un rôle subordonné. Puis, elle évoque son compagnonnage mouvementé avec Reé, Nietzsche et Rilke. Enfin, sa rencontre avec Freud. Tous ses souvenirs révèlent une vie marquée par le conflit entre autonomie et intimité, et le désir de vivre sa liberté au lieu de seulement la prêcher comme ses confrères…

Emily Dickinson, a Quiet Passion


Emily Dickinson, a Quiet Passion, film online
2h05
(Biographie) d' Emily Dickinson' (1830-1886), auteure prolifique à la reconnaissance posthume, excentrique et qui finit sa vie en recluse.
Terence Davies, 2017

lundi 19 juin 2017

ای مرگ کجایی ؟؟ زندگی مرا کُشت...، نادیا مراد

نامشان داعش بود، بعد از ظهر روزی تابستانی آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خودشان سر راه به بهشت بروند! دعوت نامه شان در دست چپشان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند!
مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد، او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون برّه ای تازه نگه داشتند، او باکره بود!! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کورد تر، همچون آب زلال! خواهرم باید زن امیر الاکبر میشد!
خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم سرود " خوایه وەتەن ئاوا کەی " میخواندیم! خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم!
خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود! خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند! خدا شاهد بود او از عطش بی آبی جان داد! خدا شاهد بود!
سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبانشان را نمی فهمیدیم اما رفتارشان را ...!
مردانی با ریشهای بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نامشان عقرب، ملخ، سوسمار بود! مردانی که از اسلحه هایشان! ادب را یاد گرفته بودند! لشکری از لجن و ریش و اعتقاد!
آنها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آنها من را غنیمت صدا میزدند، آن زمان دیگر نادیا نبودم،
آنروز دختری بودم با روحی زخمی که از نفسهایم خون می‌چکید، آنروز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم
در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت.
آنروز مرگی بودم در روحی!
سربازان حق! موهای من سوژه ی مرد دیگریست که شعر بلد است.
جنگجویان خون جو ! به کدام زبان، عذاب هزار ساله ی من را ترجمه می کنید؟
آنروز دیگر آن روز نبود، هر روز من است!
جای پای شر روی سینه های من مانده است
جای چنگال سیاهی روی صورت کردی ام خودنمایی می کند
آنروز هر ساعت و هر دقیقه ی من است، هر ساعت متولد می شوم و هر دقیقه می میرم!
آنروز، کثافت تاریخ بود که روی من پیاده شد
آنروز، مردان جهان برای قتل احساس یک زن با آسمان ها قرارداد بسته بودند ! و بلکه هزاران زن...!
بعد از آن زنی می مرد! زنی حامله می شد...
زنی خودکشی می کرد! زنی خودسوزی...
زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند...
بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند...
زنانی فقط یک تقویم می شناختند: دوازده ماه نفرت، چهار فصل بیزاری.
بعد از آن تاریخ به دو دوره تقسیم شد قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه!
بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی!
بعد از آن زنان فقط یک آواز میخواندند،
(( ای مرگ کجایی!؟ زندگی مرا کشت))
بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکمشان مردگان هزار ساله!
بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند!
آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود
مردی آمد
من را کشت
و باز دعا میخواند تا دوباره زنده شوم...
--------------------------------------------*
حکایت نادیا مراد از حمله داعش به شنگال