vendredi 26 août 2016

نگاهی به فیلم «موستانگ»، ترانه


عصیان۴۶- فیلم «موستانگ»-اسب وحشی- محصول ۲۰۱۵ ساخته ی (Deniz Gamze Ergüven) دنیز غمزه ارگون، فیلمساز فرانسوی، ترکیه ای تبار است، داستان فیلم داستان بسیار مهمی را بازگو میکند. که یکی از بازتابهای نظام مردسالاری در دنیای امروز است و زندگی میلیونها زن در گوشه و کنار دنیا و از جمله در خاورمیانه را به زیر سایه شوم خود گرفته است: مسائل ناموسی.

داستان در یک روستای کوچک اینه بولو Inebolu در استان کاستامونو Kastamonu ترکیه در حاشیه دریای سیاه می گذرد.

فیلم داستان پنج خواهر یتیم است که همراه مادربزرگ و دایی خود در خانه ای زندگی می کنند. ماجرا از آنجا شروع میشود که در روز پایانی مدارس و قبل از تعطیلات تابستانی، دخترها به جای اینکه با اتوبوس به خانه برگردند، تصمیم می گیرند در روز زیبای آفتابی مسیر را پیاده طی کنند و همراه پسران همکلاسی تنی به آب بزنند و ساعتی در آب بازی کنند. این بازی کودکانه اما انعکاس تندی در روستای محل زندگی دخترها دارد و خشم مادربزرگ و دایی را بر می انگیزد. دخترها به محض برگشت به خانه توسط مادربزرگ و دایی مورد مواخذه و تنبیه قرار می گیرند و پس از این که از آنها تست بکارت گرفته می شود، در خانه زندانی می شوند، آنها حتی اجازه خروج از خانه برای مدرسه رفتن هم ندارند. فرار دسته جمعی دخترها برای تماشای یک مسابقه فوتبال، مادربزرگ را وا می دارد تا به فکر شوهر دادن دخترها بیفتد. لباسهای آزاد و راحت دختران، با لباسهای سنتی و پوشیده جایگزین می شود و به جای مدرسه رفتن، دخترها باید آشپزی و خانه داری یاد بگیرند. طبق تصمیم مادربزرگ که دخترها یکی پس از دیگری باید به شوهر داده شوند، خواستگارها یکی پس از دیگری سر میرسند. سونای، بزرگترین دختر خانواده موفق می شود که به خواستگار خود نه بگوید به شرطی که پسری که دوست دارد؛ به خواستگاری او بیاید ولی سلما، خواهر دوم مجبور می شود که به جای سونای با این خواستگار ازدواج کند. روز عروسی دو خواهر، سونای که با معشوقش ازدواج کرده، شاد و سلما که با مردی که نمیشناسد ازدواج کرده، افسرده است. ایچی، خواهر سوم، که قربانی آزارها و تجاوزهای جنسی دایی، است قبل از عروسی خود را از پنجره به پایین پرتاب می کند و به زندگی اش خاتمه می دهد، و حال نوبت نور، خواهر چهارم است که ازدواج کند ولی به ابتکار لاله کوچکترین خواهر خانواده، شب عروسی نور، با همدیگر از خانه فرار می کنند و به استانبول می روند.

در فیلم مسائل مهمی نظیر آزادی های زنان در یک جامعه بسته و سنتی، مسئله بکارت، رابطه جنسی و تماس با جنس مخالف قبل از ازدواج، کنترل اعضای مرد خانواده بر اعضای زن، ازدواج های اجباری از جمله ازدواج کودکان، مقاومت، شورش و رهایی به بحث گذاشته می شود.
فرهنگ مردسالارنه، نقشی که مادربزرگ و مادر شوهر سلما زمانی که صبح عروسی اش او را برای تست بکارت به نزد پزشک می برند، نشان می دهد که فرهنگ مردسالارانه زن و مرد نمی شناسد و زنان نیز می توانند، مجریان سختکوش اوامر مردسالاری باشند.

وضعیت گذر از یک آزادی نسبی و زندگی سرخوش دختران به دوران پر از قید و بند و ازدواج اجباری، یادآور همه قیدو بندهایی است که در دوران حکومت اردوغان و جریان اسلامی کردن جامعه ترکیه بر دست و پای زنان ترکیه نهاد شده است. البته همانطوری که تمام این قید و بندها و سنت ها همیشه در خانواده وجود داشته و هرگز ریشه کن نشده بودند،و تنها نیاز به بهانه ای بود که بیرون بزند، درباره جامعه ترکیه هم می توان گفت که این نظام مردسالار همیشه در جامعه ی به اصطلاح سکولار آتاتورکی هم وجود داشت و فقط به بهانه ای مانند اردوغان نیاز داشت تا از عمق به سطح بیاید و دوباره دامان زنان را بگیرد.

از نقاط دیگر فیلم می توان به مسئله نگاه شرق شناسانه و حتی نگاه جنسیتی فیلم گفت. در صحنه های زیادی از فیلم بدن های نیمه برهنه دختران جوانی را می بینیم که همگی با موهای بلند مشکی و پوست های زیبای آفتاب سوخته شاید یادآور تصاویر حرمسراهای عثمانی هستند. 
برگرفته از اخبار روز

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire