dimanche 9 décembre 2012

مفهوم سازی واژه گونه (۱۰)، دکتر آزاده آزاد جامعه شناس



ساخت گونه ها (زنانگی ها و مردانگی ها) و روابط میان آنها
 
واژگان کلیدی: پراتيک اجتماعی (۱)، فضای تولید مثل ، تاریخچه زندگی افراد ،  پراتيک های گونه ای ، روابط قدرت  ، روابط تولید ، وابستگی های عاطفی ، روابط نمادین یا فرهنگ .
 
  • فضاهای ساخت گونه      
ساختن گونه  موضوعی  چند وجهی است ، واکنشی ست برای بقای اجتماع . افراد مردانگی ها  و زنانگی های خویش را در واکنش یا پاسخ به نهادها ،  صاحبان قدرت و مقام،  و ارتباطات موثر رسانه ها  بر اساس مصلحت های خود شکل می دهند. زنانگی ها و مردانگی ها ساختار و پیکربندی پراتيک ها   و روابط اجتماعی است . این هویت ها  و نابرابریهای گونه ای ساخته شده   ، هم زمان با یکدیگر در چهار فضای اجتماعی تولید و بازتولید می شوند: ۱.  فضای زایش و پرورش، ۲ . فضای تاریخچه زندگی افراد ، ۳. فضای نهادها ، روابط  و پراتيک ها ی اجتماعی ،۴.  فضای گفتمان های فرهنگی (یا همان روابط نمادین) .
برحسب زمان و مکان، بر کنش و واکنش درهم تنیده مابین این چهار هر هویت گونه ای، فضا استواراست.
 
١. فضای زایش و پرورش
فضای زادآوری فقط جنبه بیولوژیک ندارد، بلکه فرآیندی اجتماعی-تاریخی ناظر بر بدن است.
 
  پراتيک هائی که سازنده زنانگی ها و مردانگی ها هستند، روندهائی تاریخی اند که بدن را در بر میگیرند، یعنی ابعاد جسمی دارند بی آنکه زیست شناسی تعیین شان کرده باشد.
 
گونه  با پراتيک هائی مربوط به ساختارهای بدنی و روندهای زادآوری ساخته میشود . این روندها شامل تمایز و شباهت جنسی تشریحی، میل جنسی، آمیزش جنسی ، بارداری، زایمان، و مراقبت از کودکان است . پراتيک های موجود در فضای  زادآوری تفاوت های طبیعی بدن را در شریان روندهای اجتماعی به جریان می اندازد. این تفاوت های جسمانی تنها میان زنان و مردان نیست، بلکه در بین زنان و در بین مردان نیز هست. به عبارت دیگر، آنطور که ریون کانل (Raewyn Connell)  میگوید:

 
" گونه ها پراتيک های اجتمائی ویژه ای هستند  که  همیشه به بدن ها  و اعمال بدن ها  اشاره دارند، اما نمی توانند به سطح زیست شناسی بدن کاهش یابند.
 " به واقع، کاهش گرائی نمایانگر کاملا وارونه وضعیت واقعی ست.  گونه به بیان دقیقتر،از آن جهت که زیست شناسی امور اجتماعی را تعیین نمی کند وجود دارد.  گونه نشانگر آن نقاط  انتقال است که در آن روند تاریخی  جایگزین تکامل بیولوژیک می گردد ."(٢)

 
٢ . فضای دوران زندگی افراد
گونه در فضای سیر عمر افراد نیز شکل می گیرد. اینجا گونه، به مثابه  پیکربندی پراتيک اجتماعی ، مترادف  شخصیت و منش است. به بیان دیگر، بدن های گونه دار و هویت های گونه ای افراد با گذشت زمان تغییر میکنند .  از آنجا که زندگی افراد درمجموع با الگوهای اجتماعی پیوند خورده است، تحول بدن های گونه دار و هویت های گونه ای در طول عمر افراد  روابط گونه ها را نیز دستخوش تغییر و تحول می کند . به این ترتیب، نه گونه فرد در طول زندگی اش ثابت است و نه وضعیت روابط گونه ها که او بدان  گرایش داشته است .
(دختر بچه زنی جوان، پس از آن زنی میانسال، و بالاخره زنی کهنسال میشود. گونه او تنها تحت تاثیر سن نیست، بلکه متاثر از زندگی اجتماعی اش، کشور محل زادگاه و محل زیستگاه- اش، قومیت، طبقه اجتماعی، و گرایش جنسی وی هم هست.)
 
۳.  فضای نهادها، روابط و پراتيک های اجتماعی
نهادهای اجتماعی چون خانواده، مدرسه، محل کار، شرکت های کسب و کار، و دولت، هم در عمل و هم در مجاز، به واقع دارای گونه اند،  فضای دیگری اند  برای ساخت گونه،  و ساختارهای خود- بازتولید پراتيک های گونه ای  هستند.  روابط گونه ای، یا همان کنش های متقابل میان زنان و مردان که بطور اجتماعی الگومندند ،   نه تنها در همه نهادهای کلان اجتماعی موجودند، بلکه برای آنها به طور قطع حیاتی هم هستند. در نهاد مردانه دولت ، اکثریت قریب به اتفاق افرادی که از موقعیت های فرادست برخوردارند، از مردان هستند. دلیل آن ساختار جانبدارانه مردانه در تقسیم کار درونی دولت ، ساختار جانبدارانه مردانه نیروی انسانی و ارتقاء منصب،  ساختار جانبدارانه مردانه برای تصمیم گیری، برنامه های عملی، شیوه های برانگیختن توافق جمعی و ایجاد حس رضایت است.
گونه ها الگوهای پراتيک های اجتماعی هستند که به روش هائی خاص و بطور سلسله مراتبی درجه بندی شده اند. برای مثال، مردانگی ها  تنها شخصیت ها و منش های فردی نیستند،  بلکه کنش های اجتمائی سامان یافته و کنش های متقابل گروه هایی هستند مانند تیم های فوتبال، شرکت ها، ارتش ها، و حکومت ها . این گروه های اجتماعی همه در گیر و دار ساختن گونه (در این جا: مردانگی) هستند .
 
۴. فضای گفتمان های فرهنگی
در فضای گفتمانی، از حیث ویژگی های گونه ای زبان و نقش سازنده آن در نظم گونه ای (سلسله مراتب زنانگی ها و مردانگی ها)، هویت های گونه ای انعطاف پذیر و سیّال اند، چرا که هر شخصی در زندگی با گفتمان ها و ایدئولوژیهای گوناگونی رو به رو است .
 
گونه در این زمینه همچون پراتيک های نمادین مانند اصطلاح های روزانه تبعیض جنسی، تصاویر تبعیض آمیز از زنان در کتابهای راهنمای آموزشی، در رسانه ها و نهادهای دیگر نمودار میشود . پراتيک های نمادین ای بسا سده ها دوام بیاورند. آفرینش ادبی حماسه شهامت مردانگی ها در نبرد از این نمونه است.
 
ساختار روابط گونه ای
از آن جائی که چهار ساختار روابط گونه ای ممکن است به طور هم زمان وجود داشته باشد و نه در پی هم ، ارتباطاتِ میان گونه ها ممکن است مایه سردرگمی باشد . گونه و مسائل مربوط به نقش گونه ای که در طی  مراحل اجتماعی شدن در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرد، اشخاص را  در طول   زندگی شان تحت  تاثیر قرار میدهد . آن گاه که افراد در برخی جوامع، در اوقاتی از  دوره های  تاریخ خود، با گونه خود  احساس راحتی نمی کنند کشاکش خاطر به وجود می آید.
در فرهنگ های غرب ) و بسیاری از فرهنگ های دیگر مانند ایران) ، چهار ساختار اساسی روابط  گونه ای  وجود دارند:    ۱.  روابط قدرت،  ۲.  روابط تولید، ۳. روابط عاطفی، و ۴ . روابط نمادین (سمبولیک) .
۱.  روابط قدرت
در جوامع مردسالاری ، روابط گونه ای روابط قدرت اند . روابط قدرت بین گونه ها، که بنیاد نظام مردسالاری است، پراکنده است، و کارکردشان برطبق هنجارهای این سیستم . درنظم گونه ای مردسالاری، مردان جنس برترند و و زنان را تحت کنترل دارند. نمونه های بیشماری  در این زمینه در دست است. تجاوزهای مکرر به زنان در ارتش ایالات متحده، مجازات قربانیان و سرپوش گذاشتن دائمی بر این جنایت ها  یکی از این نمونه هاست .
" کوری سیوکا در گارد ساحلی ایالات متحده مشغول خدمت سربازی بود که در دسامبر ۲۰۰۵  مورد تجاوز فرمانده خود قرار گرفت. وی اظهارکرد «او بخاطر زیبائی من یا برای داشتن رابطه جنسی به من تجاوز نکرد؛ او به من تجاوز کرد زیرا که از من متنفر بود.
" آمار تجاوز جنسی در ارتش حیرت انگیزاست. تجاوزهای جنسی چنان درارتش ایالات متحده افزایش یافته، که گروه های حمایت از سربازان زن اصطلاح  تازه ای را برای آن ساخته اند :آسیب جنسی نظامی یا (Military Sexual Trauma) MST . در سال گذشته، ۵۸ ۱, ۳ مورد تجاوز جنسی در داخل ارتش گزارش شده است. این گزارش حاکی است که میزان پیگرد قانونی برای شکارچیان جنسی به طرز شگفت انگیزی پائین است.
" در سال۲۰۱۱، "مقامات ۲ ۹۳،۱  گزارش تجاوز جنسی دریافت کردند، اما فقط تعداد  ۸ ۵۱ ,۱ رقم  از آن گزارش به معارفه ها برای اقدام احتمالی انضباطی منجر شد و تنها۱۹۱ نفر  ا ز اعضای نظامی در دادگاه های نظامی  محکوم شدند. " (٤)
با این حساب، ضریب آسیب پذیری احتمالی زنان جانباز آمریکایی توسط سرباز همکار یا فرد مافوق خود از احتمال آسیب آنان در جنگ بیشتر است. این تنها بیانگر مشتی از خروار روابط قدرت میان زنان و مردان است .
۲ .روابط تولید
علاوه بر روابط قدرت، روابط تولید نیز از زمره عوامل مهم نظم گونه ای ست . تقسیم کار گونه ای و سلسله مراتبی، با گذشت زمان در هر جامعه تغییرکرده، و در بین جوامع متفاوت است . مشاغل و درآمدهای باصطلاح زنانه یا مردانه متفاوت است . برای مثال، در بسیاری از جوامع، کار درصد بالائی از زنان محدود به قلمروی خصوصی مادریت و خانه داری رایگان است، در حالیکه مردان در مشاغل مولد مزدی متمرکزند . نابرابری دیگر در تقسیم کار این برداشت است که مردان برای رشته های مهندسی مناسب ترهستند و زنان برای خدمات اجتماعی . افزون بر این، میزان درآمد مردان از زنان بالاتر است و از مزایای بیشتری بهره می برند.

از دیگر نتایج تقسیم کار گونه ای و نابرابر، ایجاد خشونت در مردان است. از آنجا که  مردان به طور عموم بر قلمروی عمومی زندگی اجتمائی سلطه دارند و از آنها انتظار میرود که از خانواده های خود محافظت کرده ، و به ارتش یا  نیروهای پلیس بپیوندند،  گرایش آنان به حلّ و فصل مسائل و اختلافات از طریق خشونت،  نسبت به زنان  فراگیرتر است.

۳. وابستگی های عاطفی الگوهای وابستگی عاطفی فرد فضای سوم روابط گونه ای را تشکیل میدهد. روابط عاطفی میان گونه ها با تمایلات جنسی، محل کار و موارد دیگر درهم پیوسته است. در الگوهای مردسالارانه وابستگی عاطفی، پیوندی بین دگرجنس خواهی و موقعیت غالب مردان در نظم فرهنگی به - گونه ای وجود دارد. در جوامع مردسالاری، دگرجنس خواهی از نظر اجتمائی نوعی رقم خورده است که زنان بجای لذت خود، به ارضای امیال جنسی مرد اولویت می دهند
 
فرهنگ پدر – مردسالاری بر آزادی جنسی مردان که  صنعت سکس را هم به خدمت خود بر گمارده است مُهر تائید می کوبد ، در حالی که با  آزادی جنسی زنان مخالف است. اشکال این سیاست دو وزن – دو معیاردر آنست که جدایی تمایلات جنسی مردان از احساسات خود باضافه همجنس گرا ستیزی شان به نحو چشمگیری نسبت به زنان بیشتراست.
 
۴. روابط نمادین
روابط نمادین ساختاردیگری از روابط  گونه ای ست .  تکنیک های بسیاری مانند مد و فیلمهای سینمایی نماد گونه شده اند. همچنین، در تمام جوامع مردسالاری امروز، مدارس دولتی  از کتاب های درسی تاریخ و ادبیاتی استفاده  میکنند که   یک الگوی ذهنی مردانه سلطه گر در رابطه با  تاریخ انسان و احساسات انسانی، به ویژه در مورد تاریخ و فرهنگ ملی، میسازند.
کتاب های درس تاریخ، به جای آنکه درس فرهنگ ها و تمدن ها و جنبش های مختلف هنری و  علمی باشد، راوی جنگ و انقلاب است.  بسیاری از کتاب های درس تاریخ آکنده از آموزش از خودگذشتگی، خشونت فردی یا گروهی از مردان به عنوان پرچمداران آزادی میهن است . در تاریخ ملی، مردان دست اندر کار جنگ و مبارزه هستند، چه بعنوان متجاوز، چه بعنوان مدافع، خواه  در  قامت دادگری ، خواه  بیدادگری . 
 
ادامه دارد.
 
یادداشتها
 
.1 پراتيک عبارت است از فعاليت انسان ها برای دگرگون ساختن و تغيير طبيعت و جامعه.
2. Connell, R. W. 1995. Masculinities. London, UK: Polity. P.71
3. Ibid, PP.74-75.
4. Wolf, Naomi. (June 14, 2012). A culture of cover-up: rape in the ranks of the US military. The Guardian.
5. Breines, Ingeborg and R.W.Connell and Ingrid Eide (editors). 2000. Male roles, masculinities and violence: a culture of peace perspective. UNESCO Publishing, Cultures of Peace Series. PP. 182-3.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire