mercredi 30 mars 2011

زینب بایزیدی: آزادی را گدايی نمي كنم

زینب بایزیدی فعال حقوق بشر کرد که قریب به سه سال است در زندان مرکزی زنجان به اتهام فعالیت های حقوق بشری زندانی است در نامه‌ای از زندان، وضعیت خود را شرح می دهد:
آزادی را گدایی نمی‌کنم

خانواده‌ام را خیلی آزار داده‌اند. کلی دوندگی، به خیلی جا‌ها فرستادند. بار‌ها از قوه قضاییه نامه مبنی بر انتقالیم آوردند اما همین که به دست مسئولین دادگاه شهرمان می‌رسید، نامه‌ها گم و گور می‌شدند و به بهانه فرستادن به استان و نیامدن جواب‌ها و هر بهانه دیگری هیچ وقت جوابی نیامد و اجرا نشد، هر چند که از‌‌ همان ابتدا همه آن‌ها را بی‌فایده می‌دانستم.
به دنبال دستگیری و پیگیری پرونده از سوی وکلا و خانواده‌ام هر چه دیده‌ام بی‌نظمی و پارتی بازی و رشوه خواری بود. از‌‌ همان ابتدا دروغ گفتند و نیتشان تنها فریب بود و بس! آنقدر این کار را تکرار کردند تا جاییکه مادر خوش باورم هم به آن‌ها بی‌باور شد.
این‌ها را به این دلیل نمی‌گویم که منتظر لطف یا بخششی باشم، خیر، تا کنون هم کمترین درخواستی از آن‌ها نداشته‌ام و نخواهم داشت، نه به دلیل اینکه بخواهم خودم را زجر دهم یا دوست نداشته باشم آزاد شوم یا اینکه زندان را بر آزادی ترجیح دهم، نه‌، به هیچ وجه اینگونه نیست و آزادی حق من است، حتی یک روز حبس کشیدن برای من و امثال من که‌ به خاطر این نوع اتهامات از آزادی محروم شده‌اند، بی‌عدالتی و ظلمی بزرگ است.
از‌‌ همان زمانی که حکمهای ناعادلانه بر من و خیلی‌های دیگر تحمیل شد، به خودم تعهد داده‌ام و قسم خورده‌ام که هرگز غرورم را زیر پا نگذارم و به هیچکس و خصوصاً کسانی که این حق را از من گرفته‌اند، در حالی که‌ حق مسلم خودم است، التماس نکنم.

مدتهاست این را فهمیده‌ام که تنها به دلیل اینکه ناله سر نداده‌ام و در برابرشان احساس بیچارگی و عجز نکرده‌ام، چنین حکمی برایم صادر کردند و عدم دورویی و چاپلوسی‌ام در این مدت دلیل ادامه دار بودن این رفتارشان بوده است.
این نوع افراد یا چنین سیستمی تحمل دیدن زنانی جسور و با اراده، و یا تحمل پذیرفتن انسانهایی که برای به دست آوردن حق و حقوقشان تلاش می‌کنند را ندارند.
‌آیا واقعاً اینان نمی‌دانند؟ هنوز نمی‌دانند پیشرفت زنان یعنی موفقیت هرچه بیشتر جامعه یا …؟ اینان سالیان درازیست چشم‌هایشان عادت کرده به دیدن زنان ضعیف و بی‌اراده‌ای که به دلیل فرهنگ و قانون غلط و سنتهای نابجا، قربانی ناهنجاریهای جامعه مردسالاری شده‌اند و در صورت مرتکب شدن کوچک‌ترین خطا و از ترس از دست دادن آبرو و طرد شدن از سوی خانواده و جامعه به دست و پای این افراد می‌افتند و چه بسا گاهی اوقات مورد سوءاستفاده نیز قرار می‌گیرند.
این افراد تحمل ندارند چون ذهنشان آکنده از جنسیتی بیچاره و درمانده گشته و نمی‌خواهند ونمی توانند مبارزه زنان را تحمل نمایند.
این نوع افراد و قوانین نادرست و سنتهای غلط که تبعیض را بر آن‌ها روا داشته، راه را بر هر بی‌حرمتی و بی‌عدالتی هموار کرده است، اما من به آن‌ها می‌گویم آن هدف مهم و مقدسی که برایش تلاش می‌کنیم و بهایش را می‌پردازیم خود آبرو، ناموس، حیثیت و همه چیز است و بدون آن همه چیز پوچ و بی‌معناست، تحمل حبس و درد و رنج برای آن، مایه‌ ی افتخار و غرور است.

همانگونه که از‌‌ همان ابتدا نیز به خود تعهد داده‌ام و بعد از سپری کردن نزدیک به‌ سه‌ سال حبس نیز به آن پایبند هستم و خواهم بود، هرگزتقاضای عفو نخواهم کرد.
در این مدت هرچه بیشتر معنی ظلم را فهمیده‌ام زیرا بر این باورم، کسی باید تقاضای عفو نماید و مورد بخشش واقع گیرد، که اشتباهی کرده باشد یا به زیان شخص یا گروهی اقدام کرده باشد، کسانی را مورد آزار قرار داده یا به حریمی تجاوز کرده باشد، حقوق کسی را ضایع کرده باشد یا برعلیه ملتی اقدام کرده باشد، در غیر اینصورت فردی که عزت نفس نداشته و ترسو و بی‌باور باشد، از کسانی که حقش را از او گرفته‌اند و به او ظلم کرده‌اند خواهش و تمنا می‌نماید.
اما من باید نگران کدام آزار و اذیت باشم، از کدام رفتار زشتم خجل باشم و به خاطر کدام خطا باید عذاب وجدان داشته باشم و از چه اشتباهی باید شرمسار باشم؟ غیر از غرور راستینی که باید در وجود هر فرد سالم و نرمالی باشد، غیر از تلاش و مبارزه راستین که‌ برای همه افراد جامعه اعم از زن و مرد باید وجود داشته‌ باشد، غیر از جسارت واقعی و احترام به خود.
این ما نبودیم که باید محاکمه می‌شدیم، این ماییم که باید محاکمه می‌کردیم و آناننند که باید پاسخگوی ما باشند، پاسخگوی همه این سالهایی که ظلم را روا داشته و به‌ آن مشروعیت داده‌اند و بی‌عدالتی و تحقیر کرده‌اند. آنقدر دیده و شنیده‌ام که به همه‌شان بی‌باور شده‌ام.
در سیستمی که قانون بر طبق مقتضیات زمان و به نفع ملت به پیش نمی‌رود و در سیستمی که از انسان‌ها فقط دورویی و چاپلوسی می‌خواهند، در محیطی که بشر دوستانی مانند آقای کبودوند که تمام تلاشش در راستای انسانیت و اهداف بشردوستانه بوده‌ و در زندان دچار سکته مغزی شده و نه تنها تدبیری برایش نیاندیشیده‌اند بلکه تاکنون نیزتحت معالجه لازم و ضروری قرار نگرفته است.
اینان تحمل افکاری غیر از همانند خویش را ندارند.

در پایان باز هم بر تعهدم اصرار ورزیده که حتی اگر تا ابد در حبس بمانم هرگز درخواست عفو و بخشش نمی‌کنم و همچون دیگر زنان کرد سرزمینم، با افتخار و سربلندی فریاد می‌زنم که به عنوان یک زن مدافع آزادی هیچگاه در برابر بی‌عدالتی سر تسلیم فرود نخواهم آورد و آزادی را گدایی نخواهم کرد.

زینب بایزیدی، زندانی سیاسی

هرانا

lundi 28 mars 2011

مرگ مشکوک چند زن زندانی بی دفاع در زندان اوین


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در طی چند هفتۀ اخیر چند نفر از زنان زندانی بند 1 زندان اوین بطرز مشکوکی در گذشته اند در طی یکماه گذشته حداقل 3 تن از زنان زندانی این بند که آخرین آنها ، زندانی توران تربتی 38 ساله است به طرز مشکوکی در حدود 5 روز پیش در گذشت همچنین زن زندانی دیگری بنام خانم فاطمه عباسی پیش از این در زندان بطور ناگهانی درگذشت هویت زن زندانی سوم متعاقبا اعلام خواهد شد. از مدتی پیش وضعیت وشرایط زنان زندانی زندان اوین شدیدا به وخامت گراییده است। تعداد زیادی از آنها بیمارهستند و نیاز به درمان دارند با این وجود از خدمات درمانی محرم اند ।وضعیت غذایی آنها اسف بار می باشد و مدتها است که گوشت ومرغ و ماهی را از لیست غذایی آنها حذف شده است و اکثر اوقات غذای آنها تخم مرغ و سیب زمینی است।وضعیت بهداشتی زنان زندانی قرون وسطایی است و چیزی به عنوان بهداشت در این بند دیگر معنی و مفهومی ندارد।
اکثر زنانی که در بند 1 هستند به اتهام مصرف مواد مخدر بازداشت شده اند . در زندان به آنها داروی متادون با دز بالا داده می شود که باعث اعتیاد آنها شده است .متادون را به زنان زندانی که سن آنها بین 20 الی 40 سال می باشد تجویز می شود .از طرفی دیگر داروی متادن را همراه با مخلوطی از داروهایی دیگر به آنها داده می شود که باعث ایجاد زخم هایی شبیه زخم بستر بر بدن آنهاو حتی باعث مرگ آنها شده است.
از طرفی دیگر شایعاتی حاکی از آن است که قرار است زنان زندانی عادی زندان اوین به زندانی در ورامین منتقل شوند.گفته می شود که انتقال آنها قرار است پس از تعطیلات عید نوروز صورت گیرید.

dimanche 27 mars 2011

ویدئو: کاری از زنان سومالی - زیر نویس فارسی

پانزده شبه نظامی قذافی به زنی از بن غازی تجاوز کردند

“پانزده شبه نظامی قذافی به زنی از بن غازی تجاوز کردند”

أیمن العبیدی، زنی 30 ساله روز شنبه به هتل خبرنگاران خارجی در طرابلس پایتخت لیبی راه پیدا کرد تا بگفته خودش آثار آزار و ضرب و جرح بدنش را نشان دهد. گفت چون از شهر بن غازی مرکز اصلی مخالفان بود، در ایست بازرسی گرفتندش، بستندش، فحشش دادند…و پانزده نفر از شبه نظامیان سرهنگ قذافی به او تجاوز کردند.

ماموران امنیتی که در هتل حضور داشتند به او حمله کردند تا دهانش را ببندند. اما دروبین ها و میکروفونهای خبرنگاران تمام وقایع را ثبت و ضبط کرد. به خبرنگارانی که به کمک زن شتافتند نیز حمله شد.
زن از این گوشه به آن گوشه هتل می جهید تا داستان تلخ خود را بلکه تمام کند و ماموران بدنبال وی بودند تا دهانش را ببندند تا نگوید. و سرانجام بردنش به مقصدی نامعلوم.
واکنش موسی ابراهیم، سخنگوی دولت لیبی به آنچه که دیده و شنیده شد این چنین بود: “بنظر می رسد، این گزارش اولیه است، که او مشکل روحی و روانی دارد. بازجویان در حال بررسی خانواده و خود او هستند. او از گفتن اینکه خانواده، پدر، خواهر و برادرنش چه کسانی هستند خودداری می کند.
در مورد برخورد فیزیکی با او،…در همه جای دنیا با کسی که به جایی بی اجازه وارد شده است چنین برخورد می شد ، بله، بله، البته…”
و سوالی که باقی می ماند این است که آیا سخن گفتن فقط مختص سخنگوهاست و یا بدیهی ترین حق مسلم تمام انسانها و بشریت؟!
Copyright © 2011 euronews

samedi 26 mars 2011

زنان معترض مصری مجبور به آزمايش بكارت شدند

ارتش مصر اتهام شكنجه غيرنظاميان را رد مي كند

عفو بين الملل مي گويد ارتش مصر در جريان اعتراضات ماه گذشته زنان تظاهركننده را دستگير، شكنجه و مجبور به 'آزمايش بكارت' كرده است. اين سازمان از مقام هاي مصري خواستار بررسي اين موضوع شده است. به گفته عفو بين الملل ارتش مصر در جريان پراكنده كردن تظاهركنندگان ميدان تحرير در 9 مارس حداقل 18 تظاهركننده زن را دستگير كرد. اين سازمان مدافع حقوق بشر افزود دستگيرشدگان كتك خوردند، تحت شوك الكتريكي قرار گرفتند و براي بازجويي برهنه شدند. ارتش مصر اين اتهام را رد مي كند.

سخنگوي عفو بين الملل در بيانيه اي گفت: "مجبور كردن زنان به 'آزمايش بكارت' به هيچ وجه قابل پذيرش نيست و هدف از آن تحقير آنها صرفا بدليل زن بودنشان است." اين بيانيه مي افزايد: "زنان و دختران بايد بتوانند ديدگاه هاي خود را درباره آينده مصر بدون آنكه حبس و شكنجه شوند و يا تحت رفتارهاي عميقا تحقير كننده و تبعيض آميز قرار گيرند، بيان كنند."

ارتش مصر شكنجه غيرنظاميان را رد مي كند. هفته گذشته رئيس پليس نظامي به يك روزنامه مصري گفت كه عده اي براي ايجاد اختلاف بين مردم و ارتش دست به جعل تصاوير ويدئويي زده اند. گروه هاي طرفدار حقوق بشر از حاكمان جديد مصر انتقاد كرده اند كه غيرنظاميان را در دادگاه هاي نظامي محاكمه مي كنند. آنها مي گويند اين محاكمات سوابق غيرعادلانه اي دارد و حق چنداني براي تجديد نظر باقي نمي گذارد. انتشار گزارش درباره ارتش مصر بسيار دشوار است. بر اساس قانوني كه در سال 1956 وضع شد، نگارش و انتشار گزارش درباره ارتش ممنوع است.

برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان

mardi 22 mars 2011

رابطه شلوار و آزادی زن

قدمت شلوار به سکاها و ایرانیان باستان در دوره هخامنشیان می رسد، در امپراطوری های باستان چین و مغول و عثمانی نیز شلوار به منزله لباسی برای اسب سواری و شکار و رزم رایج بوده است. شلوار در ابتدا برای سوارکاری و شکار به کار می رفت. قدیمی ترین شلوار مربوط به زن ایرانی است در حالی که زنان اروپایی مجبور شدند تا قرن بیستم صبر کنند تا حق شلوار پوشیدن را پیدا کنند.
تا قرن بیستم
پوشیدن شلوار برای زنان اروپایی ممنوع بود و از این رو برای داشتن جواز، دکتر باید گواهی می داد که به دلیل کار و یا دلیل پزشکی این زن باید شلوار بپوشد و بعد گواهی دکتر باید به ثبت شهربانی می رسید تا آن زن بتواند شلوار بپوشد و توقیف نشود! در نتیجه زن مجبور بود به دلیل کارهایی که با لباس و دامن بلند زنانه میسر نیست شلوار بپوشد و هر شش ماه یک بار، گواهی دکتر را تمدید کند چون گواهی پزشک فقط برای شش ماه معتبر بود.
در قرن نوزده، زنان پیشرویی مانند ژرژ ساند و سارا برنار و رزا بونور، برای داشتن حق
پوشش مساوی در اجتماع، از خود دفاع می کردند و شلوار می پوشیدند و در جمع ظاهر می شدند و این خود یک حرکت انقلابی بود.
بعدها زنان هنرمندی مانند مارلین دیتریش، گرتا گاربو و کاترین هپبورن در دهه سی میلادی در هالیوود شلوار پوشیدند و تابوشکنی کردند.
پس از پایان دومین جنگ جهانی بود که قانون منع شلوار برای زنان به مرور حذف شد چرا که در خلال جنگ زنان برای کار و بقای خود و خانواده به انواع و اقسام کارها در کارخانه ها و مزارع و صنعت ها مشغول شده بودند و دامن های بلند چین دار را به کنار گذاشته بودند. در دهه شصت میلادی، ایو سن لوران ، طراح مد فرانسوی با طراحی کت و شلوار بلند و اسموکینگ هایی برای زنان، انقلابی در عالم مد به وجود آورد و زنان را از حصار دامن های چین واچین و دست و پاگیر رهانید.
زنان هنرمند در کسب آزادی های کوچکی چون سیگار کشیدن در جمع (در خلوت اصلاً مهم نیست) و یا شلوار پوشیدن پیشتاز بودند و با فضاسازی و ظاهر شدن در هیتی آزاد جو را برای دیگران هموار و عادی می ساختند. گرچه هنوز در قرن بیست و یکم، در سودان پوشیدن شلوار برای زنان جرم محسوب می شود و زنانی که شلوار بپوشند به چهل ضربه شلاق محکوم می شوند!
آزادی هایی که اندک اندک به دست آمده را پاس بداریم و در برابر قوانین اجباری برای پوشش و یا تحمیل حجاب به زنان بایستیم.

آزادی پوشش یکی از ابتدایی ترین حقوق زنان در اجتماع است

lundi 21 mars 2011

نقش زنان در انقلابات (اخیر) در خاورمیانه

"نقش زنان در انقلابات اخیر در خاورمیانه" عنوان میزگردی در برنامه رادیویی هلندی "ایکون" بود که با حضور یودیت نورینک، روزنامه نگار هلندی ساکن عراق و مدیر یک موسسه آموزشی رسانه ای در سلیمانیه؛ خیجه اریب، نماینده مراکشی تبار پارلمان هلند؛ و مینا سعدادی، مدیر مسئول شهرزاد نیوز، برگزار گردید.

شهرزاد نیوز: "نقش زنان در انقلابات اخیر در خاورمیانه" عنوان میزگردی در برنامه رادیویی هلندی "ایکون" بود که با حضور یودیت نورینک، روزنامه نگار هلندی ساکن عراق و مدیر یک موسسه آموزشی رسانه ای در سلیمانیه؛ خیجه اریب، نماینده مراکشی تبار پارلمان هلند؛ و مینا سعدادی، مدیر مسئول شهرزاد نیوز، برگزار گردید. مجری این میزگرد پال روزمولر، رهبر پیشین حزب چپ های سبز، بود. برنامه با پخش ترانه ای از فیروز، خواننده نامی جهان عرب، آغاز شد.

نقش زنان در اعتراضات اخیر در مراکش

خدیجه اریب که خود در اعتراضات اخیر در مراکش شرکت کرده و به تازگی از این کشور برگشته است، از حضور زنان در این اعتراضات اظهار خرسندی می کند و می گوید: زنان، مادران و دختران شرکت فعالی در تظاهرات ها داشته اند. او به وجود تشکلی به نام "مادران سیاه پوش" اشاره می کند. اریب معتقد است رفرم هایی که اخیرا در زمینه قانون خانواده در مراکش صورت گرفته، موجب شده تا بهبودی در وضعیت زنان ایجاد شود.

اریب می گوید: " نسل جدیدی به طور غیرمترقبه به اعتراض برخاسته است. زیرا نسل جوان فاقد چشم انداز و آینده روشن است." وی می گوید مراکش را نمی توان با تونس مقایسه کرد، زیرا شاه جوان مراکش پس از مرگ پدرش، سلسله رفرم های حقوقی به ویژه در زمینه قوانین خانواده انجام داده است. در دوران شاه سابق مراکش که در سال 1999 فوت کرد، قوانین و سنن راه را بر پیشرفت زنان سد کرده بودند و سنت های دست و پاگیر مانع از مشارکت زنان بودند. اما تنها زنان نبودند که تخت ستم و فشار بودند، بلکه تک تک افراد به خاطر ابراز عقیده به زندان می افتادند و در مواردی حتی به قتل می رسیدند. از همین روست که در مراکش جنبشی از مادران، خواهران، همسران و بستگان زندانیان سیاسی و کشته شدگان فعال اند. آنها هر هفته با برگزاری تظاهرات ایستاده در برخی میادین شهرها جمع می شوند."

اریب تصریح می کند: در تظاهراتی که به دنبال وقایع مصر و تونس در مراکش برگزار شد، تظاهرکنندگان صرفا با اعتراضات خود به مقامات هشدار داده اند، اما درجه و مقیاس اعتراضات در حدی نبوده که قصد برکناری شاه این کشور را داشته باشند.

تجربه 30 ساله ایران و درس های آن برای زنان خاورمیانه

مینا سعدادی معتقد است در ایران نیز همچون مصر و تونس زنان حضور چشمگیری در صفوف اعتراضات داشته اند، اما در سال 2009، به دلائل متعددی از جمله غیرمترقبه بودن اوج گیری مبارزات و نقش سرکوب، فعالین زن موفق نشده اند خواسته ها و مطالباتی را که سال ها به طور مستقل در خیابان ها فریاد می کردند، در صفوف میلیونی تکرار کنند. زنان به اعتراضات عمومی ملحق شدند. آنها حضور فیزیکی داشتند، اما حضور نظری نداشتند. در واقع چه در ایران و چه در سایر کشورها، جنبش زنان باید از فرصت های تاریخی که با شرکت وسع مردم در خیابان ها پیش می آید، بهره برداری سیاسی کند و اعلام نماید که چه می خواهد و برای چه مبارزه می کند. در غیر این صورت از حضور فعال آنها بهره برداری سیاسی می شود. به نمونه مصر نگاه کنید. همین امروز که این میز گرد برگزار می شود، مانیفستی از سوی 11 سازمان زنان مصری منتشر شده که در آن از این که نظر و خواسته های آنها در کمیسیون بازبینی قانون اساسی نادیده گرفته شده، شکایت دارند.

در ایران نیز باید دید که اپوزیسیونی که ادعای مبارزه با دولت حاکم را دارد، چه نقشی برای جنبش های اجتماعی قائل است؟ آیا رسالتی برای اتحادیه های کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و ... قائل است یا خیر؟ در کشورهای دیکتاتوری جنبش ها علاوه بر همراهی با شعارهای عمومی جنبش، - فرضا در مورد مصر و تونس شعار برکناری حسنی مبارک و بن علی- باید شعارهای خود را فعالانه طرح کنند و دوستی و دشمنی خود با گرایشات سیاسی را با توجه به خواسته های خود تعیین نمایند. در غیر این صورت در اعتراضات عمومی حل می شوند. تجربه انقلاب 1970 ایران این را به خوبی نشان داد. این تجربه بسیار مهمی است. مشارکت فعال و منسجم و تاثیر گذار جنبش ها از جمله جنبش زنان در اعتراضات عمومی نشانگر درجه بلوغ جنبش عمومی و سراسری می باشد.

زنان در کردستان عراق

یودیت نورینک در مورد نقش و مشارکت سیاسی زنان در کردستان عراق می گوید: " با این که زنان کرد در دوران صدام نقش مهمی به عنوان پیشمرگه در فعالیت های سیاسی ایفا می کردند، اما در سال های اخیر مشارکت شان در عرصه سیاسی بسیار نازل است؛ هم در پارلمان و هم در ارگان های محلی و منطقه ای. در اعتراضات اخیر کردستان نیز جای پای زنان دیده نمی شود. از طرف دیگر فرهنگ و مذهب نقش مهمی در مشارکت زنان ایفا کرده و می کنند. به طور مثال رهبران مذهبی به دشمنی با سازمان ها و گروه های زنان بلند می شوند و در کارشان تخطئه ایجاد می کنند. همین محدودیت ها باعث می شود که دامنه فعالیت وتاثیر گذاری زنان کم شود. ضرورت کار مداوم اجتماعی و فرهنگی از جملع عوامل مهم برای افزایش مشارکت زنان اند، در غیر این صورت موانع مذهبی روز به روز مشارکت زنان را به عقب سوق می دهند. در مورد شرکت زنان در اعتراضات، به طور کلی به نظر من هر جا حضور زنان در اعترضات بیشتر بوده، آن اعتراضات مسالمت آمیزتر برگزار شده است."

برگرفته از شهرزاد نیوز